حسين مير حيدر
465
معارف گياهى ( فارسى )
ساير تحقيقات و بررسىها كه در مورد خواص درمانى شاهپسند وحشى در جهان به عمل آمده است . در دوران قرون وسطى در اروپا مرسوم بود گياهان شفابخش را Simples و كارشناسان گياهدرمانى و حكماى آن زمان را Simplers مىناميدند . و گياه شاهپسند وحشى در آن دوران آنچنان در ابعاد گسترده براى تعداد بىشمارى از ناراحتىها تجويز مىشد كه آن را Simpler's joy مىگفتند ، يعنى نشاط سادهانديشان ، زيرا گياه شاهپسند حتى نظير آسپرين براى اغلب ناراحتىها كاربرد داشت و مانند آسپرين براى تسكين دردهاى ضعيف و ورم و التهاب از هر نوع مؤثر بود . در اساطير كهن آمده است كه مصريان معتقد بودند هنگامى كه Isis الههء حاصلخيزى در مرگ يا در قتل برادر شوهرش با به قولى شوهرش Osiris ( ازيريس ) گريه مىكرد شاهپسند از اشكهاى آن روييد . و هزار سال بعد وارد اساطير مسيحيت شد و گفته مىشد شاهپسند گياهى بود كه روى زخمهاى در حال خونريزى حضرت مسيح ريخته شد و خونريزى قطع شد و به اين جهت نام Herbe of the Cross براى گياه انتخاب شد . سقراط شاهپسند وحشى را براى كاهش تب و طاعون تجويز مىكرد . پزشك دربار امپراتور روم به نام تئودوزيوس كبير « 1 » گياه شاهپسند را براى تومور گلو توصيه مىكرد كه شايد منظور از تومور گلو كه در نوشته آمده است ، همان گواتر باشد . شرح نسخه جالب او اين بود كه ريشهء شاهپسند را گرفته و دو قسمت كنيد ، قسمتى از آن را دور گلوى بيمار ببنديد و قسمت ديگر را روى آتشى آويزان كنيد ، همينكه ريشهء آويزان شده روى آتش در اثر دود و شعله منقبض شد و سوخت تومور گلوى بيمار هم منقبض شده و فروكش مىكند . رومىها شاهپسند را در سراسر اروپا پخش كردند . كارشناس گياهدرمان آلمانى به نام Hildegard of Bingen جوشاندهء شاهپسند وحشى ( تمام گياه ) را در موارد مسموميتهاى خونى و دنداندرد تجويز مىكرد . بنا بر يك تعبير ، ريشهء كلمه Vervain از اصطلاح اسكاتلندى fer faen آمده است كه در آن fer به معناى بيرون راندن و faen به معناى سنگ است . و اين نامگذارى بر مبناى خاصيت مشهور سنتى شاهپسند وحشى در درمان و اخراج سنگ
--> ( 1 ) . Theodosius the Great